اگر در اين عالم بنا باشد به چيزى تكيه كرد، جز به خدا نمى‌شود تكيه كرد. آخر روى موج كه نمى‌شود خانه ساخت و به غير حق و به از دست‌رفته‌ها، چه دخيلى مى‌توانيم ببنديم‌؟!

و اين ابراهيم و هاجر و اسماعيل هستند كه بر خدا تكيه زده و مطمئن به عنايات او و ساعى هستند. اين چنين نيست كه هاجر نااميدانه بگويد: حالا كه در وسط اين بيابان مرا گذاشته‌اند، بيفتم و بميرم...

و هاجر در اين مسير، حدود ٤ كيلومتر در ميان دو كوه سعی‌اش را آغاز مى‌كند و در هر بار رفت و آمد به كعبه توجّه دارد.

وقتى كه تو سعی‌ات را نمودى از همان‌جاكه اميدى ندارى، خداوند چشمه‌ها را جارى مى‌كند و زمزم را بيرون مى‌آورد.